19 شهريور 1405 - 13:51

«رکود تورمی» ارمغان نفت ۱۰۰ دلاری برای اقتصاد جهانی

قیمت نفت
با رسیدن قیمت نفت به ۱۰۰ دلار و در حالی که شوک عرضهٔ انرژی، تورم را شعله‌ور و رشد اقتصادی را سرکوب می‌کند، اقتصاد جهانی در آستانهٔ «رکود تورمی» قرار گرفته است.
کد خبر : ۱۸۶۶۲۰

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، در حالی که تنش‌های نظامی در خلیج فارس و حملات متقابل میان ایالات متحده و ایران، قیمت نفت خام برنت را یک بار دیگر بالای مرز روانی ۱۰۰ دلار قرار داده است، اقتصاد جهانی با یکی از خطرناک‌ترین سناریوهای خود یعنی «رکود تورمی» روبرو شده است. این جهش قیمتی، فراتر از یک نوسان در بازار انرژی، زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده و بانک‌های مرکزی بزرگ جهان را در بن‌بستی تاریخی میان مبارزه با تورمی ناشی از عرضه و حمایت از رشد اقتصادی در حال سقوط قرار داده است.

فراتر از یک نوسان ساده
جهش قیمت نفت در سپتامبر ۲۰۲۶، محصول یک بحران ژئوپلیتیک محض نیست؛ بلکه محرکی برای یک شوک عرضه گسترده است. طبق گزارش‌ها، قیمت نفت برنت با رسیدن به ۱۰۰ دلار، نه تنها هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید را افزایش می‌دهد، بلکه به‌عنوان یک «مالیات پنهان» بر مصرف‌کنندگان عمل کرده و توان خرید جهانی را کاهش می‌دهد. تحلیلگران هشدار می‌دهند که این وضعیت می‌تواند باعث کاهش رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) جهانی از ۳.۴٪ به حدود ۲.۵٪ شود و خطر رکود را برای بسیاری از مناطق به شدت افزایش دهد.

تله تورم و بن‌بست بانک‌های مرکزی
یکی از اصلی‌ترین پیامدهای قیمت ۱۰۰ دلاری نفت، بازگشت هیولای تورم است. طبق تحلیل‌های گلدمن ساکس، هر ۱۰ درصد افزایش در قیمت نفت می‌تواند تورم شاخص PCE آمریکا را حدود ۰.۲ تا ۰.۴ درصد افزایش دهد.

این موضوع بانک‌های مرکزی (از جمله فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا) را در یک «تلهٔ سیاست‌گذاری» قرار می‌دهد:

  • اگر نرخ بهره را بالا ببرند: برای کنترل تورم ناشی از انرژی، ریسک فروپاشی اقتصادی و رکود عمیق را به همراه دارند؛ چرا که بانک‌های مرکزی نمی‌توانند «مولکول‌های نفت» را چاپ کنند.
  •  اگر نرخ بهره را پایین بیاورند: انتظارات تورمی و هزینه‌های زندگی را منفجر می‌کنند.

این وضعیت باعث شده است که بازارهای اوراق قرضه و سهام، بازنگری بزرگی در مسیر نرخ بهره انجام دهند و دوره‌های «نرخ بهره بالا برای مدت طولانی‌تر» را پیش‌بینی کنند.

آسیب‌پذیری آسیا و اروپا؛ از هند تا آلمان
این در حالی است که توزیع جغرافیایی اثرات این شوک بسیار نابرابر است و کشورهای واردکننده انرژی در خط مقدم آسیب قرار دارند.

۱. آسیا: مرکز آسیب‌پذیری
آسیا بیش از ۸۰٪ از نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز را تأمین می‌کند.

هند: با وابستگی ۸۵ درصدی به واردات نفت، قیمت ۱۰۰ دلاری می‌تواند تراز تجاری این کشور را به شدت مختل کرده و فشار بر روپیه را افزایش دهد.
چین: افزایش هزینه‌های خوراک صنعتی (شیمیایی و فولاد) باعث کاهش حاشیه سود صنایع چینی شده و تقاضای داخلی را تضعیف می‌کند.

۲. اروپا: بحران انرژی مجدد
اروپا نیز که مدت‌ها پیش تلاش کرد وابستگی خود را به گاز روسیه کاهش دهد، اکنون با وابستگی شدید به نفت دریایی و LNG مواجه است. قیمت ۱۰۰ دلاری برنت مستقیماً قیمت برق و گاز در اروپا را بالا می‌برد و ریسک «صنعت‌زدایی» در کشورهای بزرگی مانند آلمان را افزایش می‌دهد.

بازارهای نوظهور؛ بحران اعتبار و ارز
برای کشورهای واردکننده در بازارهای نوظهور (مانند مصر، ترکیه و پاکستان)، قیمت ۱۰۰ دلاری نفت به معنای تخلیه ذخایر ارزی و سقوط ارزش پول ملی است. طبق تحلیل‌ها این کشورها با دو انتخاب تلخ روبرو هستند:

افزایش یارانه‌های انرژی: که منجر به گسترش کسری بودجه و بدهی‌های ملی می‌شود.
حذف یارانه‌ها: که می‌تواند منجر به ناآرامی‌های اجتماعی و اعتراضات مردمی ناشی از گرانی مفرط شود.

در مقابل، کشورهای صادرکننده مانند برزیل، شاهد بهبود تراز تجاری و جریان ورودی ارز هستند که شکاف اقتصادی میان شمال و جنوب جهانی را عمیق‌تر می‌کند.

گذار اجباری به سوی امنیت انرژی
قیمت ۱۰۰ دلاری نفت در سال ۲۰۲۶، پیامی روشن به تمام اقتصادهای جهان ارسال کرده است: «وابستگی به سوخت‌های فسیلی سنتی، ریسک امنیتی است.»

در حالی که بازارهای مالی در میان نوسانات شدید و رکود تورمی دست‌وپا می‌زنند، این شوک قیمتی می‌تواند شتاب‌دهنده بزرگی برای دو روند ساختاری باشد:

  • تسریع در گذار انرژی: سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر نه برای نجات محیط زیست، بلکه برای «استقلال انرژی» و فرار از گروگان‌گیری‌های ژئوپلیتیک.
  •  بازنگری در زنجیره تأمین: حرکت از «بهینه‌سازی هزینه» به سمت «امنیت تأمین». در نتیجه تا زمانی که تهدیدهای نظامی در خلیج فارس و تنگه هرمز برطرف نشود، قیمت نفت نه تنها یک متغیر اقتصادی، بلکه یک «سلاح استراتژیک» خواهد بود که می‌تواند نقشه‌های قدرت در قرن بیست‌ویکم را بازنویسی کند.
ارسال‌ نظر
captcha